ترجمه :
( 41 / 24 - 19 )
و روزى [ باشد ] كه دشمنان خدا به سوى دوزخ گرد آورده شوند ، به همديگر فرارسند .
تا چون به آنجا رسند ، گوشها و چشمها و پوستهايشان دربارهى آنچه كردهاند ، بر آنان گواهى دهند .
به پوستهايشان گويند چرا بر ما گواهى داديد ؟ گويند ما را خداوند كه هر چيز را به سخن درآورد ، به سخن درآورده است ، او شما را نخست بار [ كه چيزى نبوديد ] آفريد ، به سوى او بازگردانده مىشويد .
و شما پردهپوشى نمىكرديد از اينكه مبادا گوشهايتان و چشمهايتان و پوستهايتان بر شما گواهى دهند ، بلكه [ از اين روى بود كه ] گمان مىكرديد خداوند بسيارى از كار و كردارتان را نمىداند .
و اين گمان شما بود كه در حقّ پروردگارتان مىپنداشتيد كه شما را هلاك كرد و از زيانكاران شديد .
پس اگر شكيبايى ورزند ، آتش [ دوزخ ] جايگاه آنان است ، اگر بخشايش طلبند ، از بخشودگان نيستند .
تفسير
وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ
اين جمله عطف است بر لفظ « صاعقة » در
أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً
يا عطف بر
إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ
است بنا بر آنكه لفظ « إذ » بدل از « صاعقة عاد » باشد ، يا عطف بر
فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ
به تقدير « اذكر » يا عطف بر محذوف است ، تقدير آيه چنين است : ( نجينا الذين آمنوا فى الدنيا و يوم يحشر أعداء الله ) .
إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
لفظ « وزع » به معناى خوددارى و نگهداشتن است ، يعنى آنها كه وارد آتش مىشوند همانجا حبس و نگهدارى مىشوند تا همه به همديگر برسند .