بدن مثالى .
قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
پس از آنكه زمين مغلوب آسمانها شد زمين و آسمان مىگويند ما با شوق و رغبت مىآييم .
و آوردن جمع مذكّر عاقل بدان جهت است كه اين خطاب جز براى عقلا نيست و چون خطاب آنها به گونهى خطاب عقلا بود لذا در مورد آنها جمع مذكّر عاقل آورد .
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
اين جمله كنايه از مراتب هفتگانهى آسمانى انسانى ، يا كنايه از لطائف هفتگانه قلبى است .
فِي يَوْمَيْنِ
روز انشاء و روز ايجاد و ابداع ، يا روز مدبّرات و روز مجرّدات ، اين احتمالات در اخبار ذكر شده ، بزرگان علماء وجوه ديگرى نيز براى روزهاى ششگانه و چهارگانه و دو روزى كه زمين در آن دو روز خلق شده و دو روزى كه آسمان خلق شده ذكر كردهاند ، هر كس بخواهد به كتابهاى مفصّل مراجعه نمايد .
وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها
لفظ « وحى » در القاء علوم به واسطهى ملائكه يا بدون واسطه استعمال غالب پيدا كرده است ، چون علوم در مجرّدات عين ذوات آنها است ، نه جداى از آنها ، نه متأخّر از ذوات آنها لذا وحى مجرّدات عبارت از خلقت آنها بر همين حال است .
و مقصود از امر حال و شغل است ، يعنى خداوند در هر آسمانى امر آن آسمان را به اهلش واگذار كرده است ، نفرمود « الى كلّ سماء » يعنى لفظ « الى » نياورد تا اشاره به اين باشد كه مقصود