كجى و اعوجاجتان خارج شويد و از خدا آمرزش طلبيد .
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
پس واى بر مشركان ، آنانى كه زكات نمىپردازند .
از اين جهت به پرداختن زكات اكتفا كرد تا اشعار به اين باشد كه شرك آوردن مشرك جز از انانيّت او ناشى نمىشود ، كه آن انانيّت بايد دور انداخته شود ، چه اصل زكات دادن طرح و دور انداختن انانيّت و عطا كردن در راه طاعت خداست ، هر كس در مورد دور ريختن انانيّت بخل بورزد در اعطاى مال ، قوا ، جاه و مقام نيز بخل مىورزد ، اگر هم عطا كند اعطاى او اعطاى زكات حساب نمىشود ، بلكه او از كسانى مىشود كه خداى تعالى دربارهى آنان فرموده :
كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا
همانند كسى كه مالش را براى نمايش دادن در چشم مردم ، مىبخشد و به خداوند و روز بازپسين ايمان ندارد ؛ آرى داستان او همچون داستان تختهسنگى است كه بر آن خاكى باشد و باران سنگينى بر آن ببارد و آن را همچنان سترون واگذارد ، آنان از كار و كردار خويش حاصلى نبرند ؛ . . . « 1 »
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
شرك آوردن تفسير به شرك آوردن به ولايت شده ، از امام صادق عليه السّلام آمده است : آيا مىبينى
هامش
( 1 ) سورهى 2 بقره آيه 264