بكشم و او پروردگارش را فراخواند ، چه مانعى از كشتن موسى نبود ، لكن فرعون از موسى و اژدهايش مىترسيد و او را از قتل مىترسانيد .
برخى گفتهاند : فرعون را از كشتن موسى باز مىداشتند و به او مىگفتند : موسى آن كسى نيست كه تو از آن مىترسى ، بلكه او ساحر و جادوگرست اگر او را بكشى گمان مىكند كه تو از معارضه و مخالفت او با دليل و برهان عاجز شدهاى .
إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ
فرعون گفت : من مىترسم موسى دين شما را عوض كند يا در زمين فساد ظاهر نمايد .
بدين گونه كه اجتماع مردم را پراكنده سازد يا از اطاعت خارج شود و ادّعاى سلطنت نمايد .
وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ
مقصود از آل فرعون خويشان و نزديكان فرعون است ، در خبرى آمده است : مؤمن آل فرعون پسر خالهى فرعون بوده و در خبر ديگرى است كه او پسر عمويش بود .
يَكْتُمُ إِيمانَهُ
قمى گفته است : مؤمن آل فرعون ششصد سال ايمان خود را مخفى مىكرد .
أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا
مؤمن آل فرعون گفت : آيا مرد ( بزرگى ) را مىكشيد ، يا مىخواهيد مردى از مردان يا مردى را كه حالش