تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
دلها يا مجاز عقلى است يا اينكه قلوب به عقلاء تشبيه شده است .
ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ
ستمكاران را نزديك و خويشى نيست تا نفعى به آنها برسانند و عذاب را از آنان دفع نمايند .
وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ
لفظ « يطاع » وصف « شفيع » است تا اشعار به اين باشد كه شفيع وقتى مطاع نباشد شفاعت او فايده‌اى نمىرساند به نحوى كه گويى اصلا شفيع نيست و مقصود اين نيست كه آنها گاهى شفيع مىشوند ولى مطاع نيستند .
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ
لفظ « خائنة » مصدر است مانند « الكاذبة » يا وصف است و معناى آن اين است كه خداوند چشمى از چشمها را كه خاين باشد مىداند ، چشم خيانتكار عبارت از چشمى است كه نگاه به چيزى كند كه نگاه كردن به آن حلال نباشد ، يا كنايه از نگاه كردن به چيزى است كه نگاه از ديد همه مخفى باشد و بر هيچ كسى ظاهر و آشكار نگردد ، يا كنايه از اشاره‌ى با چشم است و بعضى گفته‌اند كنايه از گفتار شخصى است كه مىگويد : نديده‌ام ، در حالى كه ديده است يا مىگويد : ديده‌ام در حالى كه نديده است ، يا عبارت از نظر دوّم است كه بر ضرر تو است ، چنانچه در خبر آمده : نظر اوّل براى تو و به نفع تو و نظر دوّم عليه تو و به ضرر تو است .
وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
يعنى آنچه كه در سينه‌ها پنهان است ، مانند عزم‌ها و نيّت‌ها و خطورات قلبى كه بر هيچ كس ظاهر نمىشود ، يا قوا و استعدادها كه صاحبان دلها نيز از آنها اطّلاعى ندارند تا چه برسد به ديگران .