جماعت پراكنده مىباشد ، چون اهل جهنّم بر حسب اختلاف احوالشان در سبقت و عدم آن ، شدّت عذاب و سبك بودن آن مختلف و پراكنده ، هستند لذا لفظ « زمر » استعمال شده است .
حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها
در اينجا لفظ « فتحت » جواب « اذا » است تا اشاره به اين باشد كه درهاى جهنّم قبل از رسيدن به آنها بسته است ، آنگاه كه اهل جهنّم به درها مىرسند باز مىشود ، بخلاف درهاى بهشت كه قبل از رسيدن اهل بهشت آن درها باز است .
و وجه مطلب اين است كه انسان بعد از آفرينش آدم از خاك كه از آسمانها و زمينها و سجّين و علّين در زمين بدنش جمع شده آدم را در بهشت دنيا جا مىدهد ، پس آدم انسان از اوّل خلقتش در بهشت است و در نتيجه درهاى بهشت از اوّل خلقت آدم بر او باز است ، او داخل در آن بهشت است ، از آنجا جز با عصيان و گناه خارج نمىشود ، ولى درهاى جهنّم بسته است ، چون جهنّم و درهاى آن ضدّ فطرت آدم است هميشه بر او بسته است مگر آن وقت كه از بهشت بيرون رود و به سوى آتش سوق داده شود ، آنگاه كه به سوى آتش سوق داده شود درهاى آتش بر او باز مىشود .
و لذا خداى تعالى در هيچ يك از آيات دخول را به درهاى بهشت نسبت نداده ، در حالى در بيشتر آيات دخول را به درهاى جهنّم نسبت داده است .
وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آياتِ رَبِّكُمْ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا بَلى