و مقصود از زمين چنانچه بارها گذشت اعمّ از عالم مثال سفلى و عالم مثال علوى و عام طبع يا جمع آسمانها و زمينهايش مىباشد .
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
در مورد زمين قبضه و گرفتن اطلاق نمود بدون تغيير به طرف راست ، بدون قيد طى به معناى پيچيدن ولى در مورد آسمانها لفظ طىّ را به كار برد و آن را به طرف راست مقيّد نمود تا اشاره به اين باشد كه زمين نسبت به آسمانها حقير و پست است و آسمانها نسبت به زمين شرافت و بلندى دارند ، يعنى آسمانها با آن عظمت از آن خداست .
در عين حال كفّار بت جماد را كه به دست خود ساختهاند يا مخلوق ضعيفى را شريك خدا قرار مىدهند .
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
خداوند منزّه است از آنچه كه آنها شريك قرار داده از قبيل بتها و ستارگان و انواع مخلوقات مانند عناصر و مواليد آنها و منزّه است از آنچه كه در ولايت به او شرك مىآورند و از آنچه كه در عبادت شريك او قرار مىدهند مانند غرضها و هواهاى نفسانى .
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ
آوردن لفظ ماضى براى اشاره به تحقّق و حتمى بودن آن است ، يا از باب آنست كه قضيه نسبت به نبى مخاطب گذشته است ، يا قضيّه نسبت به او در حين خطاب واقع شده است .
فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
صور كه دميده شده همهى كسانى كه در آسمانها و زمين بودند مدهوش