نبوّت استمرار داشت و اختصاص به نبىّ معيّن و وقت خاصّى نداشت .
زيرا بعثت پيامبر جز براى نفى شرك نبود به خصوص اگر مقصود از شرك شرك در ولايت باشد ، كه ولايت مبدأ بعثت و غايت آن مىباشد .
لَئِنْ أَشْرَكْتَ
اگر در عبارت شرك به خدا بياورى يا اگر به على عليه السّلام و ولايت مشرك شوى عمل تو از بين مىرود و از زيانكاران خواهى شد .
لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
در آن صورت عمل تو تباه شده و از زيانكاران خواهى بود .
اين مطلب كنايه از امّت و شرك آوردن آنها به ولايت است ، ليكن در مورد اين خطاب نبىّ صلّى اللّه عليه و آله مورد خطاب قرار گرفته تا مبالغه در تهديد امّت باشد ، دلالت بر اين معناى بكند كه نبى صلّى اللّه عليه و آله با كمال عظمت و مقام نبوّتش اگر بخواهد مشرك شود عملش از بين خواهد رفت تا چه رسد به غير نبىّ كه داراى اين مقام نباشد .
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ
تقديم لفظ « اللّه » براى اشاره به حصر است ، يعنى فقط خدا را عبادت كن .
وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ
و براى عبادت خدا و انحصار عبادت در خدا از شكرگزاران باش .
در تفسير قمّى دربارهى اين آيه آمده است : اين آيه خطاب به نبى صلّى اللّه عليه و آله است ولى معناى آن به امّت برمىگردد و دليل اين