تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
كفر به على عليه السّلام نيست زيرا كسى كه به خدا كافر مىشود در صورتى كه استعداد فطرى او باطل نشود امكان توبه و بازگشت براى او هست ، همچنين است حال كسى كه به رسول و روز قيامت كافر باشد ، ولى اگر كسى به ولايت كافر شود ، بدين گونه كه ولايت تكليفى و تكوينى را قطع كرده باشد ديگر استعداد توبه براى او باقى نمىماند ، او در اين صورت مرتد فطرى است كه توبه‌اش قبول نمىشود و جز قتل و كشتن براى او نيست بر خلاف غير آن از كفّار ديگر ، لذا ادّعاى انحصار خسران و زيان در اين قسم از كفر شده است .
قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ
لفظ « غير اللّه » مفعول « اعبد » است ، لفظ « تأمرونّى » جمله‌ى معترضه بين فعل و مفعول است ، مفعول آن محذوف مىباشد ، تقديرا چنين بوده است : « تأمرونّى بعبادته » يا لفظ « غير اللّه » مفعول « تأمرونّى » و لفظ « اعبد » بدل اشتمال از آن است به تقدير لفظ « ان » و لفظ « تأمرونّى » به سه وجه ( حذف و ادغام و فكّ » كه جائز بوده است در نون وقايه با نون جمع خوانده شود .
وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ
اين جمله ابتداى كلام از جانب خدا در مقام رد كفّار است كه مىگفتند : يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله تو نسبت به بعضى از خدايان ما تسليم شو تا ما به خداى تو ايمان بياوريم ، چنانچه قول خداى تعالى :
« قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي »
نيز در همين زمينه ردّ قول كفّار بود .
وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ
يعنى اين وحى از اوّل زمان