قُلْ
در مقابل تهديدشان تو نيز آنان را تهديد كن و بگو :
قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ
اى قوم بر منزلت يا به مقدار قدرت خويش عمل كنيد ، خواه لفظ « مكانتكم » از « كان » باشد يا از « مكن » .
إِنِّي عامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ
تفسير عين همين آيه در اوائل سورهى هود بيان شد .
إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ
اين جمله مستأنفه و در مقام تعليل امر به قول است ، يعنى ما بر تو كتاب را نازل كرديم
لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ
تا آنها را تهديد و ترغيب نمايى پس چرا به آنها نمىگويى ؟
پس آنچه را كه به تو نازل كرديم بدون بيم و هراس بازگوى و از آن بينديش كه مىشنوند يا نمىشنوند .
فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
تو وكيل و نگهبان آنها نيستى تا مراقب عدم گمراهى آنها باشى و براى گمراهى آنها باشى و براى گمراهى آنان حزن و اندوه به خودت راه دهى .
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
اين جمله از ما قبلش منقطع است و در سورهى نساء وجه جمع بين ميراندن خدا و ميراندن ملائكه و رسولان خدا و ميراندن ملكالموت گذشت .
حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ
جملهى
( وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ )
عطف بر ( الأنفس ) از قبيل عطف عامّ بر خاصّ است .