مستور و محو سازد ، اين جمله علّتى حصر تقوى در آنانست و اينكه هر چه براى خود مىخواهند نزد پروردگارشان مىباشد ، يعنى وقتى خداوند اعمال بد آنان را محو ساخت و با بهترين عملشان پاداش داد اين عمل خوب و پاداش از آن آنان مىگردد يا اين جمله غايت چيزى است كه ذكر شد ، يعنى تقوى و دادن آنچه را كه مىخواهند سبب محو گناهان و از بين رفتن اعمال زشتشان شده است .
أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا
بدترين عمل آنان محو مىشود تا چه رسد به اعمال ديگرشان .
وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
اين مطلب گذشت كه مقصود پاداش دادن همهى اعمال آنان است به پاداش بهترين اعمال ، وجه اين مطلب نيز گذشت ، گفتيم كه از هر عملى بد باشد يا خوب فعليّتى براى نفس حاصل مىشود .
پس اگر عملها و كارها نيكو و حسنه باشند فعليّت در جهت عقلانى نفس حاصل مىشود ، اگر كارها زشت و گناه باشند فعليّتها در جهت شيطانى نفس حاصل مىشوند و هر فعليّتى كه در جهت شيطانى نفس باشد در صورتى كه عقل تسلّط پيدا كند و مالكيّت را از شيطان بگير و از سنخ حسنات و خوبىها مىگردد چه در اين هنگام همهى فعليّتها اعمّ از بد و خوب از لشگريان عقل مىشود ، در نتيجه بديها زشتىها حسنه و خوب مىشوند .
زيرا حسنه و كار خوب جز اين معنا ندارد كه فعليّت حاصل از آن لشگريان عقل باشد و اين است معناى تبديل سيّئات و