جانشينان الهى نداشته باشد او از كسانى است كه بر خدا دروغ بسته است .
و همچنين است كسى كه از چنين رئيسى پيروى مىكند او نيز بر خدا دروغ بسته است ، چه معتقد شده است كه آن ، همچنين است كسى كه از چنين رئيس پيروى مىكند كه او نيز بر خدا دروغ بسته است ، چه معتقد شده است كه آن .
و همچنين است كسى كه از چنين رئيس پيروى مىكند كه او نيز بر خدا دروغ بسته است ، چه معتقد شده است كه آن رئيس از جانب خدا رئيس در دين است ، با اين اعتقاد از او پيروى كرده در حالى كه از جانب خدا سرورى نداشته است .
وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ
يعنى راستى و صدق را تكذيب كرد كه آن ولايت تكوينى است او است ، چه ولايت تكوينى او را از اين رياست و رئيس شدن پيروى كردن باز مىدارد و نيز صدق راستى ولايت تكليفى اوست اگر ولايت تكليفى و ولىّ امرش تحصيل نموده باشد .
چون كسى كه پيروى از آن رئيس باطل مىكند همه را تكذيب مىكند و همه ولايت تكوينى و تكليفى و ولىّ امر صدق و صادق است .
إِذْ جاءَهُ
يعنى ان صدق راستى به او رسيد و او تكذيب كرد ، يعنى صدق راستى از جهت تكوين يا تكليف در ظاهر يا در باطن مستقيم يا غير مستقيم با زبان نبىّ يا به زبان دوستش به سوى