كتاب را نازل كرده ، بر چه كسى نازل كرده است ؟ پس فرمود : ما نازل كرديم .
إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ
حقّ عبارت از مشيّت است ، آن ولايت على عليه السّلام و علويّت او است ، يعنى به سبب حقّ يا متلبس به حق ، يا با حقّ ( يعنى علويّت است كتاب را از مقام پشتت امر به مقام كلمه و حكم يا صدر و نازل كرديم ) .
فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ
مقصود از دين طريق و راه ، يا اعمال دين و اخلاص طريق به سوى خداست پس خدا را طورى بپرستيد كه مبدأ سلوك و غايت آن آميخته و آلوده به چيزى از اعراض نفس و شركآورى شيطان نباشد ، آن كار سخت و دشوارى است كه جز از كامل حكيمى كه در همهى كارها بر احوال مراقب است بر نيايد و ممكن نگردد .
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
تقديم لفظ « للّه » جهت شرافت آن و قصد حصر است و با مفهوم مخالفت قيد دلالت مىكند بر اينكه دين غير خالص به سوى خدا بازنمىگردد ، چه خداى تعالى بىنيازترين شريكان است ، در هر چيزى كه شريك براى او قرار داده شوند خداوند شركآورنده را به شريك واگذار مىكند .
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ
جملهى « ما تعبدهم » حال يا خبر يا مستأنف و معترضه بين مبتداء و خبر است ، در همهى صور لفظ « قول » در تقدير گرفته مىشوند .
إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ
اين جمله مستأنف و جواب سؤال مقدّر از حال آنها است ، يا جمله خبر از « الّذين