اشياست آفريديم .
فَإِذا هُوَ
انسانى كه از ضعيفترين چيزها خلق شده ناگهان مردى توانا و قوى و ناطق مىشود .
خَصِيمٌ
داراى عقل و علم و نطق و قدرت مىشود و از خودش مىتواند دفاع كند .
مُبِينٌ
او ظاهر و آشكار يا ظاهركننده هر چيز است .
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا
اين انسان براى ما مثل زده و مىگويد : چه كسى استخوانها را بعد از از بين رفتن و متلاشى شدن زنده مىكند .
وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
و خلقت خودش را فراموش كرده كه از نطفه بوده ، قبلا هيچ اثرى از او نبوده است در حالى كه زنده كردن انسان بعد از بقاى روح و ساير آثار او از مادّه و بدن مثالى و نفس حيوانى و روح و عقل آسانتر است .
قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ
گفت : چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ ! بگو : كسى كه نخستين بار انسان را خلق كرد در حالى كه هيچ اثرى از او نبود .
وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
و خداوند به هر آفرينشى آگاه و عالم است ، پس مىداند آنچه را كه از آن استخوانها باقى مانده ، مىداند چگونه آنها را وصل و فصل كند و آنها را در جاهاى خودشان قرار دهد .
بدان كه انسان داراى بدن طبيعى است كه آن مركب بدن مثالى او است ، داراى بدن مثالى است كه مركب نفس حيوانى او است ، كه آن مركب نفس انسانى و آن مركب روح و عقل او است ،