را آفريده است از جمله آنچه زمين مىروياند و نيز از وجود خودشان و نيز آنچه نمىشناسند .
و براى آنان شب پديده شگرفى است كه روز را از آن جدا مىسازيم كه آنگاه در تاريكى آن مىآرمند .
و خورشيد با قرار و قاعدهاى جريان دارد ؛ اين اندازه آفرينى ( خداوند ) پيروزمند داناست .
و ماه را نيز منزلگاههايى مقرّر داشتهايم تا در سير خويش همچون شاخه خشكيده ديرينه بازگردد .
نه خورشيد را سزاوار است كه در سير خود به ماه برسد ، نه شب بر روز سبقت جويد ؛ و همه در سپهرى شناورند .
و مايه عبرتى است براى آنان كه ما زاد ورودشان را در كشتى گرانبار سوار كرديم .
و براى آنان چيزى همانند آن آفريدهايم كه سوار مىشوند .
و اگر بخواهيم آنان را غرقه مىسازيم و فرياد رسى ندارند و نجات داده نشوند .
مگر رحمتى از سوى ما ببينند و برخوردارى تا زمانى ( معيّن ) .
و چون به ايشان گفته شود از آنچه پيش روى شما و از آنچه پشت سرتان است ، پروا كنيد باشد كه مشمول رحمت شويد .
و هيچ آيتى از آيات پروردگارشان براى آنان نيامده است مگر آنكه از آن روىگردان بودهاند .
و چون به ايشان گفته شود از آنچه خداوند به شما روزى داده است بخشش كنيد ، كافران به مؤمنان گويند آيا كسى را خوراك دهيم كه اگر خداوند بخواهد خوراكش مىدهد ، شما جز در گمراهى آشكار نيستيد .
تفسير
وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ
يعنى ما بر قوم او از آسمان لشگرى نفرستاديم ، چنانچه در روز بدر و خندق چنين كرديم ، بلكه آنها را با يك صيحه آسمانى هلاك كرديم .
وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ
لفظ « ما » نافيه يا موصوله ، عطف بر « جند »