و در پشتشان هم سدّى نهادهايم و بر ديدگان آنان پردهاى افكندهايم لذا نمىتوانند ديد .
براى ايشان يكسان است چه هشدارشان دهى ، چه هشدارشان ندهى ، ايمان نمىآورند .
تنها كسى را توانى هشدار دهى كه از پند ( كتاب آسمانى ) پيروى كند و به ناديده از خداى رحمان بهراسد ، پس او را به آمرزش و پاداشى ارجمند بشارت ده .
ما خود مردگان را از نو زنده مىكنيم و آنچه در گذشته انجام دادهاند و حتّى نقش گامهايشان را مىنويسيم ؛ و همه چيز را در كتابى روشنگر برشمردهايم .
تفسير
« يس » در اوّل سوره بقره و غير آن چيزى كه براى بيان آن كافى باشد گذشت ، در اخبار وارد شده كه يس و نون از اسما محمّد صلّى اللّه عليه و آله و در اينجا گفته شده ، معناى يس در لغت طىّ يا انسان است و « يس و نون » خوانده شده كه نون در حالت وصل طبق اصل ظاهر شده است . و با ادغام نون در واو بر خلاف اصل خوانده شده و با كسرهى نون به صورت مبنى مانند « جير » و با فتحهى نون مانند « أين » يا با تقدير حرف قسم و منع صرف و با ضمّه به صورت مبنى مانند « حيث » يا به صورت معرب بنا بر آنكه تقدير « هذه يس » باشد خوانده شده است .
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ
از جهت تأكيد سوگند ياد مىكنم ، قسم به قرآن ياد مىكنم جهت تفخيم و بزرگداشت او تا دليل بر رسالت او باشد ، چون رسالت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با قرآن است ، حكيم بودن قرآن بدان جهت است كه مشتمل بر دقايق علوم ، بلكه مشتمل بر دقايق عمل است .