مىگوييد برهانتان را بياوريد .
بگو هر آن كس كه در آسمانها و زمين است جز خداوند غيب نمىداند ، و [ ايشان ] نمىدانند كه چه هنگامى برانگيخته مىشوند ؟
يا مگر عملشان در [ بارهى ] آخرت به كمال است [ ؟ ! ] ، بلكه ايشان از آن در شك هستند ، [ و ] بلكه از [ درك ] آن كور دل هستند .
تفسير
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
بدان كه انسان از اوّل استقرار مادّهاش در مقرّ خود ( رحم ) بالفعل جماد است ، بالقوّه نزديك به فعل نبات ، بالقوّه دور حيوان است و در نسبت دور تر و بالقوّه دور تر انسان طبيعى ملكى است و از آن هم دور تر انسان ملكوتى و جبروتى است .
و لكن فطرت انسان در آن حال مقتضى استقرار در رحم و تغذيه از خون و ساير رطوبتهاى رحم است ، كه به رحم مىچسبد و از رطوبتهاى آن استفاده مىكند .
سپس نبات بالفعل ، سپس حيوان بالفعل مانند حيوان بودن كرمهاى خاكى مىگردد ، تا آن كه متولّد مىگردد ، و حيوان بالفعل و انسان ملكى بالقوّه مىشود تا آنگاه كه به مقام تميز و مراهقه مىرسد كه در اين هنگام انسان ضعيف بالفعل مىشود و همچنين شيطنت او در اين هنگام ضعيف است و قوّهى شهوى و غضبىاش قوى است به نحوى كه بر انسانيّت و شيطانيّت غالب است .
با شهواتش خواستهاش را طلب مىكند و آن را جذب و با غضبش معارض و ممانع خود را دفع مىكند و بر او غضب مىكند ،