با شيطانيّت ضعيفش در تحصيل خواستههايش حيلههاى ضعيفى به كار مىبرد ، با انسانيّت ضعيفش از بعضى از كارهايى كه از او ظاهر مىشود خجالت ضعيفى مىكشد .
تا وقتى كه به مقام بلوغ و رشد برسد و آمادهى تعلّق تكليف گردد كه در اين هنگام انسانيّت و شيطانيّت قوى مىشوند چنانچه شهوت و غضبش نيز قوى مىشوند ، با شهوت قوى طلب او نسبت به خواستههايش شدّت مىگيرد و با غضب قوىاش دفع و غضب او بر مزاحمش شديد مىشود .
با شيطنت قوىاش حيله به كار بستن در طلب خواستههايش شدّت مىگيرد و با انسانيّتش انزجار و خجلت او از چيزى كه منافى انسانيّت اوست فزونى مىيابد .
پس اگر در اين هنگام توفيق او را يارى كرد ، داعى الهى با دعوت ظاهرى يا دعوت باطنى او را فرا خواند و دعوت را پذيرفت و با بيعت عامّ يا خاصّ بيعت نمود و مسلمان يا مؤمن گشت و آنچه كه در بيعت او با او گرفته شده به آن عمل كرد انسانيّت او شدّت مىگيرد و سالك الى اللّه مىشود و پشت به عالم و اسباب عالم مىكند تا آنجا كه از اسباب قطع نظر مىكند و با همهى وجودش به مسبّب الاسباب توجّه پيدا مىكند و اين اضطرار تكليفى است .
زيرا اضطرار عبارت است از قطع نظر از وسائل و اسباب و توجّه به مسبّب الاسباب و توسّل به او .
و به همين معنا اشاره كرده است امام صادق عليه السّلام كه فرموده :
اضطرار عين دين است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٠٠