تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اهل او را شاهد نباشد به طريق اولى هلاكت خود او را شاهد نمىشود . يا خواستند توريه كنند و مقصودشان اين بود كه ما شاهد هلاكت اهل او تنها نبوده‌ايم ، بلكه شاهد هلاكت او و اهلش همگى با هم بوده‌ايم و لذا گفتند :
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
و ما از راستگويانيم !
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً
فعل خدا را مكر ناميدن يا از باب صنعت مشاكله است ، يا از باب تشبيه به مكر بندگان و گرنه مكركننده از آن جهت مكر مىكند كه از آشكار كردن و اعلان بدى و اسائه عاجز است و اسائه و بدى را مخفى كرده و تظاهر به اراده‌ى احسان مىنمايد تا به اين وسيله بتواند اسائه و بدى كردنش را انفاذ كند و خداى تعالى از انفاذ و اجرا مراد و مقصودش عاجز نيست تا آن را مخفى سازد .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و آنان جزاى بدى كردن پنهانى ما را احساس نمىكنند .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ
بنگر سر انجام مكرشان چگونه بود ؟ ! ما آنها و قومش را نابود كرديم . لفظ
أَنَّا
با كسره‌ى همزه خوانده شده تا استيناف باشد ، بدين گونه كه جواب سؤال مقدّر قرار داده شود ، با فتح همزه خوانده شده بنابراين كه بتقدير لام يا باء يا فى باشد ، يا بدل از اسم
كانَ
يا خبر
كانَ
باشد ، در اين صورت لفظ
كَيْفَ
حال مىشود ، يا بنا بر آن كه
أَنَّا دَمَّرْناهُمْ
خبر مبتداى محذوف باشد .
أَجْمَعِينَ
بعضى گفته‌اند : صالح در بلاد ثمود مسجدى در