خداوند آمرزش نمىخواهيد ؟ باشد كه مشمول رحمت شويد .
گفتند : ما به تو و همراهانت فال بد زدهايم . گفت : فال بد شما با خداست ، بلكه شما قومى هستيد كه در معرض آزمونيد .
و در شهر نه تن بودند كه در آن سرزمين به فساد مىپرداختند و هيچ كار شايستهاى نمىكردند .
گفتند : به خدا هم قسم شويد ، بر او و خانوادهاش شبيخون مىزنيم ، سپس به خونخواهش مىگوييم كه ما در كشتار خانوادهاش حاضر و ناظر نبودهايم و ما راست گوييم .
و سخت مكر ورزيدند و ما نيز سخت مكر در ميان آورديم و آنان در نمىيافتند .
پس بنگر كه سر انجام مكرشان چگونه بود كه ما ايشان و قومشان را همگى ، نابود كرديم ؟
اين است خانههايشان كه به خاطر ستمى كه ورزيدند [ خاموش و ] خالى است ، بىگمان در اين براى اهل معرفت مايهى عبرتى هست .
و كسانى را كه ايمان آوردند و پروا و پرهيز ورزيدند نجات داديم .
تفسير
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ
چون به قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه خدا را عبادت كنند ، آن قوم دو گروه شدند ، گروهى مؤمن ، گروهى منكر كه با هم ستيزه مىكردند .
قالَ
پس از آن كه قوم صالح به او گفتند : اگر راست مىگويى آنچه را كه به ما وعده مىدهى بياور صالح به آنان گفت :
يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ
اى قوم چرا به عذاب عجله مىكنيد ؟ !
قَبْلَ الْحَسَنَةِ
قبل از سؤال رحمت ،
لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ