درّهاى داشت كه در آنجا نماز مىخواند ، به قومش پس از سه روز وعدهى نزول عذاب داده بود ، آن نه گروه گفتند : صالح گمان مىكند بعد از سه روز از دست ما راحت خواهد شد ، ما زودتر به شعب آن درّه مىرويم و قبل از سه روز از او و اهلش راحت مىشويم .
پس به آن درّه رفتند تا صاح را بكشند كه سنگ روى آنان افتاد و در آن درّه را بست و همگى هلاك شدند و بقيّهى قوم صالح نيز در جاهاى خودشان با صيحه هلاك شدند .
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً
ويران شد ، لفظ
خاوِيَةً
از ( خوى الدار ) با كسرهى عين و فتحهى آن يعنى خانه خالى شد ، يا از ( خوت ) مفتوح العين فقط و بعضى گفتهاند : آن خانهها در ( وادى القرى ) بين مدينه و شام بود .
بِما ظَلَمُوا
هلاكت آن قوم به سبب ظلم آنان بود و اين آيه دلالت بر آن دارد كه ظلم و ستم خانهها را خراب مىكند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
نشانه و آيت براى گروهى است كه خرابى خانهها را مىدانند ، يا داستانهاى آنان را مىدانند ، يا داراى علم و عقل هستند .
وَ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا
آنان كه ايمان به صالح يا به خدا آوردند آنها را نجات داديم ،
وَ كانُوا يَتَّقُونَ
خوى و عادت آنان تقوى شد ، زيرا متخلّل شدن لفظ ( كان ) مفيد اين معناست ، بعضى گفتهاند :
آنان چهار هزار نفر بودند كه صالح عليه السّلام آنان را به حضرموت برد و آنجا [ حضرموت ] نام گرفته چون صالح وقتى داخل آنجا شد مرد .