تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
پى كردن ناقه ( شتر ماده ) سعى مىكردند .
يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
آن گروهها در زمين افساد مىكردند ، يعنى در زمين شهر خود و حومه‌ى آن ، زمين عالم صغيرشان به تباه‌كارى مىپرداختند .
وَ لا يُصْلِحُونَ
و اصلاح نمىشدند تا افسادشان را جبران بكند .
قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ
همگى هم قسم شدند و سوگند به خدا خوردند كه هيچ كس تخلّف نكند . لفظ
تَقاسَمُوا
امر است و مقول قول ، يا ماضى است و بدل از
قالُوا
يا حال از فاعل
قالُوا
است .
لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ
شب بر او و خانواده‌اش وارد شده ، او و خانواده‌اش را مىكشيم .
ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ
سپس به ولىّ دمّ و صاحب خون او مىگوييم كه ما او را نكشته‌ايم . هر دو فعل
لَنُبَيِّتَنَّهُ
و
لَنَقُولَنَّ
با نون و فتحه‌ى آخر و با تا و ضمّه‌ى آخر خوانده شده است .
ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ
و سپس مىگوييم : ما هلاكت خانواده‌اش ، يا وقت يا مكان هلاكت شان را نديده‌ايم يعنى ما اصلا اطّلاع نداريم تا چه برسد به اين كه ما متصدّى قتل و كشتن باشيم ، چرا گفتند : ما خبر از هلاكت اهل صالح نداريم و نگفتند خبر از هلاكت خود صالح نداريم ؟ تا اشعار به اين باشد كه هلاك شدن صالح دشوارتر از هلاك شدن اهل اوست و كسى كه هلاك شدن