تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
ضمير از قبيل اضافه مصدر به فاعل يا مفعول است ، يعنى تحيّت بعد از مؤمنين به بعضى ديگر ، يا تحيّت خدا و ملايكه‌اش به مؤمنين . و جمله حاليّه يا مستأنفه‌ى معترضه ، جواب سؤال مقدّر است .
وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً
پاداشى كه نه در آن منّت است و نه نقص .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً
تو را ارسال نموديم تا متحمّل شهادت باشى نسبت به كسانى كه به سوى آنان و بر آنان فرستاده شدى ، يا تو را فرستاديم تا به نفع يا عليه‌شان شهادت بدهى ، يا در اعمالشان حاضر باشى .
وَ مُبَشِّراً
و بشارت‌دهنده مؤمنان
وَ نَذِيراً
و بيم‌دهنده‌ى كافران
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ
و دعوت‌كننده همه مردم به سوى خدا ، باشى
بِإِذْنِهِ
دعوت خدا را مقيّد به قول خدا : باذنه نمود تا اشعار به اين باشد كه دعوت اگر با اذن و اجازه از جانب خدا نباشد گمراهى و گمراه كردن است .
وَ سِراجاً مُنِيراً
و چراغ فروزان باشى كه از تو نور گرفته شود و چشمها از تو روشن گردد .
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
اين جمله عطف بر محذوف است ، كه تقدير آن چنين است : پس كافران را بيم ده و همه مردم را به سوى خدا فرا خوان و مؤمنين را بشارت ده .
بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيراً
اكتفا به ذكر معطوف كرد تا اشعار به اين باشد كه مقصود بالذّات بشارت دادن به مؤمنين است .
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ
از كافرين و منافقين در آنچه كه در حقّ فقراى مؤمنين ، يا در ترك تعرّض نسبت به
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 468 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى