همراه با تو هجرت كردهاند ، نيز زن مؤمنى را كه خويشتن را به پيامبر ببخشد به شرط آنكه پيامبر بخواهد او را به همسرى خود در آورد كه اين خاصّ تو و نه ساير مؤمنان است ، خود به خوبى مىدانيم كه براى ايشان در مورد همسرانشان و ملك يمينهايشان چه چيزهايى مقرّر داشتهايم ، تا در نهايت براى تو محظورى نباشد ؛ و خداوند آمرزگار مهربان است .
هر كدام از آنان ( همسرانت ) را كه مىخواهى از خود دور بدار و هر كدام را كه مىخواهى نزديك بدار ؛ و نيز اگر هر يك از آنانى كه از ايشان كناره گرفتهاى جويا شوى در همه حال ، هيچ گناهى بر تو نيست ؛ اين نزديكتر است به آنكه دل و ديدگانش روشن شود و اندوهگين نشوند و همگىشان به آنچه به آنان بخشيدهاى خشنود شوند و خداوند مافىالضّميرتان را مىداند و خداوند داناى بردبار است .
پس از آن ديگر هيچ زنى بر تو حلال نيست و نشايد كه همسرانى را جانشين آنان سازى و گرچه زيبايى آنان تو را خوش آيد مگر آنچه ملك يمينت باشد و خداوند ناظر و نگاهبان همه چيز است .
اى مؤمنان وارد حجرههاى پيامبر نشويد مگر آنكه به شما براى صرف طعامى اجازه داده شود ، بىآنكه ( بىتابانه ) منتظر آماده شدنش باشيد ؛ ولى چون دعوت شديد ، وارد شويد و چون غذا خورديد پراكنده شويد و سرگرم سخنگويى نشويد ، چرا كه اين كارتان پيامبر را رنج مىدهد و او از شما شرم مىكند كه حقيقت را بگويد ولى خداوند از گفتن حقّ شرم نمىكند و نيز هنگامى كه از همسران او چيزى ( كالايى ) خواستيد از پشت حجاب و حايلى آن را از ايشان بخواهيد ، كه اين كارتان براى دلهاى شما و دلهاى ايشان پاكيزهتر است ؛ و شما را نرسد كه پيامبر خدا را آزار برسانيد و نيز نرسد كه هرگز پس از او با همسرانش ازدواج كند بىگمان اين كار از نظر خداوند سهمگين است .
اگر چيزى را آشكار كنيد يا پنهانش بداريد ، بدانيد كه خداوند به هر چيزى داناست .
ولى بر آنان در مورد فرو گذاشتن حجاب در مورد پدرانشان ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٧١