تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
جانب خدا است ، يا فرض و واجب تكوينى براى نفس انسانى است . و براى اهتمام به اين امور بين جمله‌هاى بهم پيوسته و عطف شده فرمود :
إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
.
لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ
شانه‌ات را در معاشرت با آنها كج نگير و تكبّر نكن و از كسى كه با تو حرف مىزند جهت استخفاف و سبك شمردن او روى برمگردان . و بعضى گفته‌اند : يعنى جهت طمع در آنچه كه مردم دارند ذلّت و خوارى به خود راه نده . « 1 »
وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً
روى زمين با شدّت فرح و خوشحالى راه نرو ، يعنى به مردم تكبّر نكن از جهت خوشحالى به آنچه كه دارى .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
اختيال و فخر از ناحيه مفهوم متقارب هستند ، كه آن دو خصلتى هستند ناشى از ملاحظه نفس و انانيّت آن و خوشحال شدن به آن . و همچنين ناشى از ملاحظه غير و تحقير او در مقابل خودش مىباشد ، ولى در اختيال ملاحظه نفس غالب است و در فخر ملاحظه ديگران و تحقير آنان غلبه دارد .
وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ
در راه رفتن از سرعت خوددارى كن ، چون مقصود از قصد ميانه روى و حدّ وسط بين اختيال كه ناشى از آرام و تأنّى در راه رفتن است و بين سبكى نفس و عدم وقار و سنگينى به سبب سرعت در مشى است .
هامش
( 1 ) . برهان : ج 3 ، ص 276 . قمى : ج 2 ، ص 165 .