آوردن بر مىگردد و تأنيث به اعتبار خبر است و آن لفظ
مِثْقالَ حَبَّةٍ
مىباشد ، كه لفظ
مِثْقالَ
به سبب صحّت سقوط آن كس به تأنيث از مضاف اليه مىكند ، يا به اعتبار خصلت است ، گويا كه گفته است خصلت شرك آوردن و برخى گفتهاند : ضمير به عمل برمىگردد به اعتبار خصلت باشد يا خوب و لفظ
مِثْقالَ
با رفع خوانده شده بنا بر آنكه ضمير به
نَقُصُّهُ
برگردد و ( كان ) تامّه باشد .
فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ
يعنى در جوف سختترين اشيا باشد كه سنگ است ،
أَوْ فِي السَّماواتِ
يعنى در دورترين مكانها ، يعنى در آسمانها ،
أَوْ فِي الْأَرْضِ
يعنى در زمين كه نزديكترين جاها به شما است .
يَأْتِ بِهَا اللَّهُ
خداوند آن اعمال را حاضر مىكند و بر آن محاسبه مىنمايد ، بعضى گفتهاند : از فرزند لقمان سؤال شد : آيا دانهاى كه در قعر درياست خداوند به آن علم دارد ؟
پس جواب داد : دانهاى كه تو سؤال كردى
إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ
. . .
تا آخر همين آيه « 1 » و بعضى گفتهاند : مقصود روزى است كه اگر به مقدار دانهاى از خردل باشد خداوند آن را به تو مىرساند . « 2 »
إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ
خداوند در علم و عملش لطيف است ، مثقالى از دانه خردل را مىداند اگر چه مخفىترين مكانها و سختترين و دورترين و نزديكترين جاها باشد ، او قدرت دارد آن را از آنجاها
هامش
( 1 ) . مجمع البيان : ج 7 و 8 ، ص 319 .
( 2 ) . تفسير قمى : ج 2 ، ص 165 .