خداى تعالى واجب كرده است ، پس امامت در ذريّهى برگزيده او فرض گشت ، ذريّهاى كه خداوند به آنها علم و ايمان داده است ، آنجا كه فرموده :
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ
.
وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ
در مكتوب خدا ، آن عبارت است از عالم طبع ، عالم برزخها ، عالم بدن طبيعى و بدن برزخى ، كه همه اينها كتاب خدا است كه خداوند آن را با دست خودش نوشته است .
إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ
از اول خلقت و در عالم طبع و برزخها تا روز قيامت كبرى در همان حال مانديد .
فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ
پس اين روز بعث است و زمان فرا رسيدن و مدّت آن را جز خدا كسى نمىداند ، در شما به جهت نهايت وحشتى كه داريد ديگر شعور و احساس به آن مدّت طولانى نمانده است .
وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و ليكن شما به آمدن طولانى علم پيدا نكرديد ، چون حيران و سرگردان هستيد و شعورى براى شما باقى نمانده به روز بعث و برانگيخته شدن نيز علم نداريد و طبق آنچه كه ما آيه را تفسير و بيان نموديم ديگر احتياجى به تكلّفات و زحماتى كه مفسّرين مرتكب آنها شدهاند نيست .
فَيَوْمَئِذٍ
اين كلمه از جملهى قول كسانى است كه به آنان علم داده شده ، يا آن از قول خداى تعالى است .
لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ
معذرت خواهى ستمگران فايدهاى به حال آنان ندارد ، نه با آنها طورى رفتار مىشود كه راضى شوند ، كه لفظ
يُسْتَعْتَبُونَ
از ( عتبى ) به معناى رضايت است نه از ( عتب ) به معناى امر كريه و