مىداند . . .
لذا ولايت گاهى به بيت و خانه مثل زده مىشود ، گاهى به حبل و ريسمان ، گاهى به حصن و قلعه ، گاهى نيز به آن پشت و گاهى دوست و همدم ، گاهى تكيهگاه و گاهى ستون و غير اينها گفته مىشود .
و اگر ولايت به سبب بيعت الهى باشد از بيعتگيرنده صورت ملكوتى والى در بيعتكننده و مولّى عليه حاصل مىشود ، كه با آن صورت اتّصال بين آن دو پديد مىآيد و همين اتّصال و صورت ملكوتى است كه شخص بيعتكننده را از هر آفتى حفظ مىكند و آن قلعهاى است كه از تصرّف شيطان مانع مىشود ، آنچنان تصرّفى كه مىتواند شخص را از ولايت خارج سازد و به همين اعتبارات است كه ولايت ريسمان ، خانه ، قلعه و غير اينها ناميده مىشود .
و اگر ولايت الهى نباشد يا با بيعت حاصل نشده باشد اعتماد مولّى عليه بر والى و اتّصالش به او ، تحفّظ او از آفات به سبب ولايت والى يك امر خيالى مىشود كه ناشى از تخيّل مولّى عليه است ، نه از امرى كه از والى در او حاصل مىگردد .
و چيزى كه محض تخيّل مولّى عليه نباشد نمىتواند اثرى در او داشته باشد و مانند عنكبوتى مىشود كه از آب دهن خود خانه مىسازد تا او را از گرما و سرما و ساير آفاتى كه بر او وارد مىشود و ساير حشرات و بادها حفظ كند ، در حالى كه از هيچ يك از آنها حفظ نمىكند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٥٨