تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كه در پشت زنان به آنان نگاه نمىكنند و من امانت و درستكارى او را از اينجا شناختم . وقتى دختر اين را گفت ميل و رغبت شعيب عليه السّلام به موسى عليه السّلام فزونى گرفت .
قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
[ شعيب به موسى ] گفت : من مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم ، در قبال اين كه [ به جاى كابين ] هشت سال براى من كار كنى ، اگر آن را به ده سال پايان دادى ، ميل خودت است ، ولى من نمىخواهم بر تو سخت بگيرم ، كه اگر خدا بخواهد ، مرا از درستكاران خواهى يافت . [ موسى ] گفت : اين بين من و بين شما باشد كه هر كدام از دو مدّت را به سر بردم ، از من زياده خواهى نشود و خداوند بر آنچه مىگوييم ضامن [ و شاهد ] ماست . آن دو سال جزو مهريه و صداق نيست ، بلكه آن را از باب لطف و تفضّل قرار مىدهم . بعضى گفته‌اند : اصلا كار كردن مهريه دختر نبوده ، بلكه نكاح