نشنوانى ، به ناشنوايان [ به ويژه ] چون پشت كنند آوايى نشنوانى .
و تو به راهآورندهى نابينايان از گمراهيشان نيستى ، تو [ سخن خود را ] جز به كسانى كه به آيات ما ايمان دارند و خود اهل تسليماند ، نمىشنوانى .
و چون حكم [ عذاب ] ما بر آنان تعلّق گرفت برايشان دابّة الارض را از زمين برآوريم كه با آنان سخن بگويد كه مردم به آيات ما يقين نداشتهاند .
و روزى كه از هر امّتى گروهى از منكران آيات خود را محشور گردانيم و سپس به هم بپيوندند .
چون گرد آمدند فرمايد : آيا آيات مرا دروغ انگاشتيد ؟ حال آن كه به آنها احاطهى علمى نداشتيد ، يا خود چه كارها كرديد ؟
و به خاطر ستمى كه ورزيده بودند ، حكم [ عذاب ] بر آنان تعلّق گيرد و سخن نگويند .
آيا ننگريستهاند كه ما شب را آفريدهايم كه در آن آرام گيرند و روز را چشماندازى روشن [ گرداندهايم ] ، بىگمان در اين براى اهل ايمان مايههاى عبرت است .
و روزى كه در صور دميده شود ، هر كس كه در آسمانها و هر كس كه در زمين هست - جز كسى كه خدا خواهد - هراسان شوند ، همگان خاكسارانه به نزد او آيند .
و كوهها را بينى [ و ] آنها را ساكن انگارى ، حال آن كه همانند حركت ابر ، حركت دارد ، [ اين ] آفرينش خداوند است كه هر چه را در كمال استوارى پديد آورده است ، او به آنچه مىكنيد آگاه است .
هر كس كه كار نيكى پيش آورد ، او را پاداشى است بهتر از آن ، آنان از هراس در آن روز ايمن هستند .
و هر كس كار بدى پيش آورد ، چهرههايشان در آتش جهنّم سرنگون شود ، آيا جز در برابر آنچه كردهايد جزا مىيابيد ؟
همانا فرمان يافتهام كه پروردگار اين شهر را كه آن را حرم [ امن ] قرار داده است ، بپرستم ، و همه چيز او راست ، و فرمان يافتهام كه از مسلمانان باشم .
و اين كه قرآن را بخوانم ، پس هر كس رهياب شود ، همانا به سود خويش رهياب شده است ، هر كس بيراه رود بگو كه من فقط از هشداردهندگانم .
و بگو سپاس
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١١٢