قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ
( لوط ) گفت : من از دشمنان كار و كردار شما هستم ؛ نه خود شما چرا كه شما آفريدهى پروردگارم هستيد و قادر نيستم شما را دست كم بگيرم ( مورد بىاعتنايى قرار دهم ) ليكن عملتان مخالف با امور تكوينى و تكليفى است كه مورد غضب من است چه ، مرا از روستايتان بيرون كنيد و چه بيرون نكنيد .
سپس از آنان روى گردانيده و در مقام التجا به خداوند متعال عرضه داشت :
رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ إِلَّا عَجُوزاً
پروردگارا مرا و خانوادهام را از شرّ كارى كه مىكنند رهايى ده . آنگاه او و خانوادهاش را رهانيديم مگر پيرزنى را از اهل او كه همسر لوط بود .
فِي الْغابِرِينَ
كه از بازپسماندگان بود ؛ از باقىماندگانى كه در قرا ماند و با لوط بيرون نيامد يا از باقيماندگان در عذاب است بنا بر آنچه كه گفته شده « 1 » : او نيز خارج شد ولى در راه با اصابت سنگى هلاك شد .
ثُمَّ دَمَّرْنَا
سپس نابود كرديم
الْآخَرِينَ
ديگران را با پوشاندن و فرو بردن در زمين و دگرگون نمودن قرا پس از آن با
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 8 - 7 ص 202