و هيچ مقصودى از آفرينش شهوت جز بقاى نسل و نوع نبوده و در صورت نبودن شهوت هيچ مواقعهاى كه موجب پيدايش و بقاى نوع ساير حيوانات بود ممكن نبود .
و امّا انسان به موجب تكاليف نبويّه مواقعه ممكن بود ليكن در مواردى برخورد مىشود بر افرادى كه اعتنايى بر اوامر تكليفيّه نمىكنند در اين صورت ممكن بود خللى در امور پديد آيد بنابراين مطابق ساخت اين اوامر را با اوامر تكوينى انسان .
كه اگر چنين نبود ممكن بود مواقعهاى بر مبناى اوامر اختياريّه نبوى به محض امر تكليفى صورت نگيرد .
و در اين صورت بيم آن مىرفت كه نوع و جنس از بين برود يا كاهش يابد پس براى قصد تناسل خداوند تعالى در نر و ماده آلت و وسيلهاى را براى قضاى حاجت ( دفع شهوت ) قرار داد كه مادّهى تشكيلدهنده نطفهى انسان در آن طورى قرار داده شده است كه در جايگاه ويژهاى است ( كه با تحريك طرفين حركت كرده و در رحم براى تشكيل جنين جاى مىگيرد ) .
علاوه بر اين مذكّر و مؤنّث را به نحوى عاشق فرزند و مربّيان او قرار داده است كه هر كدام او را جزوى از خود مىداند .
و غير از انسان در حيوان نيز كه توجّهى بر امر تكليفى نيست شيطنت و ذكاوت ويژهاى قرار داده كه اگر نبود ممكن نبود
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة ضميمهء ترجمه 84
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
صضميمهء ترجمه ٨٤