كه رغبتى در جهيدن بر همديگر نشان داده موجبات ازدياد نسل را فراهم نمايند ؛ كه اين در واقع به مقتضاى امر تكوينىّ انجام مىگيرد و امر تكليفى براى حيوان وجود ندارد .
امّا انسان كه داراى قدرت تخيّل ، زمينهى وسوسه شدن به واسطهى شيطان كه به نحوى مىتواند تصرّف در امر قضاى شهوت نمايد وجود دارد .
و گاهى انسان مخالفت مىكند بر اساس تدبير و شيطنتش با امر تكوينى و امر تكليفى ، خداوند او را به دليل مخالفت با امر تكوينى و تكليفى مورد عقاب و مؤاخذه قرار داده و حدّ و عقوبتى را برايش قرار مىدهد .
و چون خروج از امر تكليفى در اين مورد افساد كلّى در زمين به قطع نسل را در پى داشت ، طبيعت مرد و زن را بيرون از حيا و پستتر از حيوان در قوّهى حيوانى قرار داد و براى دفع شهوت مذكّر با مذكّر يا زن با زن ( همجنسبازى ) اشدّ عقوبت را وضع كرد .
قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ
گفتند : اى لوط اگر دست بر ندارى از آنچه كه نهى از آن مىكنى .
لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ
از راندهشدگان خواهى شد از روستاى ما .