هو » « 1 » به جواب بر ( مبناى ) اعراضى كه جواب لاىّ شىء هو « 2 » عدول كرد .
و
قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا
گفت : اگر ايقان داشته باشيد ، پروردگار آسمانها و زمين است و آنچه در ميان آنهاست . بدل اجمالى است كه در « العالمين » به تفصيل .
إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ
اگر از يقينآورندگان هستيد ؛ از اهل ايقان كه شرط است براى تهييج و آشكار نمودن ؛ يعنى شما اهل نفسهايى هستيد كه در گمانها و شكّ به سر مىبريد و از اهل عقول و يقينآورندگان نيستيد .
قالَ
فرعون بعد از اينكه عدم مطابقت جواب را با پرسش دريافت براى سبك جلوه دادن رأى و نظر موسى عليه السّلام و سفاهة خود در خردورزى گفت :
لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ
( فرعون ) به اطرافيانش
هامش
( 1 ) . « ما هو » در فارسى به معناى « چيست آن » است كه بيشتر در آشكار نمودن اشيا با تعريفهايى كه بر مبناى روشهاى منطقى تعريف انجام مىگيرد مىگنجد و اين امر با لحاظ نمودن جنس و فصل امكانپذير مىباشد .
( 2 ) . « لاىّ شىء هو » معناى فارسى اين واژه « براى چيست آن » مىباشد با عنايت بر كلّىتر بودن موضوعات ، پاسخ بر پرسش را در قالب تعريف امكانپذيرتر نموده و تا حدودى از قيودات بايستهء تعريفهاى منطقى با فصل ، جنس و . . . مىرهاند .