بنى اسرائيل ( به واسطهى فرعون ) كه نعمة خبر است براى تلك و ان عبّدت بدل از تلك يا خبر بعد از خبر يا خبر ابتدايى يا خبر براى مبتداى محذوف يا مبتداست براى خبر محذوف ؛ و در چنين حالى جملهى مستأنفهيى به عنوان جواب براى سؤال مقدّر مىباشد .
مانند اين است كه گفته باشد : امّا اين است نعمتى كه انكار كردهام - يا كدامين چيز است كه به واسطهى انكار آن در حق تو ناسپاسى كردهام ؟
- پس فرمود : اين كه بنى اسرائيل را برده نمودهاى بر من منّت مىنهى .
در اينجا فرقى نمىكند كه مطلب براى معناى استدراك بوده باشد يا در معناى اينكه ، ليكن آن همين است كه بنى اسرائيل را برده نمودهاى يا استدراك نبوده باشد .
قالَ فِرْعَوْنُ
فرعون گفت : بعد از اينكه جواب حضرت موسى عليه السّلام را شنيد از ايرادهايى كه كرده بود براى مجادلهى با او با سؤال از اجزاى ادّعاهايش تا او را عاجز از بيان و ادّعا نمايد گفت :
وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ
« پروردگار جهانيان » ديگر چيست ؟ آنكه ادّعا كردى از جانبش رسالت دارى ؟
آنگاه از حدّ و حقيقت سؤال نمود ؛ حال آنكه خداوند ماهيّت مركّبه نيست تا داراى جنس و فصل باشد ، موسى عليه السّلام از جواب « ما