ضلالت نسبت داده و از مقدّمات كمالجويى برشمرد ؛ چرا كه هر كس علم بر گمراهى خود نيابد در صدد طلب هدايت برنمىآيد .
2 . و در ثانى از ايرادات فرعون پاسخ فرمود به اينكه :
رسالت موهبت الهى است و اكتسابى نيست تا منافات داشته باشد با زندگى كردن چندين و چندساله در كنار قوم فرعون و اين غير از راه كسب علوم عقلى و شرعى است .
3 . سوّمين پاسخ را به فرعون از اوّل ايرادات او فرمود به اينكه : تربيت كردن تو در حقّ من از راه احسان و نيكى نبوده بلكه نوعى اسائهى ادب بوده است كه با دور كردن قومم از من در خدمت و نيز با به كار گماشتن خاندانم به عنوان خدم ، حشم و دولت از من نگهدارى كردى .
يا با دور داشتن قومم و كشتن اولادشان تا جايى كه از تو ترسيدند و مادرم از تو ترسيده و مرا در داخل تابوتى در نيل رها كرد كه در دست تو قرار گرفتم .
يا با دور داشتن قومم كه حتّى مادرم را نيز بر خدمتم گماشتى ؛ يا پاسخ داد با اقرار به تربيت شدنش به عنوان نعمت سپس تقاضاى درك توهّم اسائه را به جاى احسان و نيكى نمود .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة ضميمهء ترجمه 31
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
صضميمهء ترجمه ٣١