است و مطيع ارادهها مىشود كه آن را تسخير نمايد و آن امر اراده است .
بنابراين نخست شيطان معبود او قرار مىگيرد ، چنانچه خداى تعالى در حكايت قول ملايكه فرمود :
بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
بلكه جنّ را عبادت مىكردند ، بيشترشان به جنّ ايمان دارند ولى خودشان نمىدانند ، بلكه گمان مىكنند خدا را عبادت مىكنند ، سپس در مرحلهى دوّم معشوقها و خواستهها معبود آنان قرار مىگيرند و در مرحلهى سوّم هواها و ارادهها .
و چه خوب گفته شده است :
اى هواهاى تو خداانگيز * زين خداهاى تو خدا بيزار
أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا
آيا تو وكيل بر نفس آنان هستى تا از پيروى هواى نفس و گوش نكردن سخنان تو اندوهناك شوى و سينهات به تنگ آيد .
و لفظ « وكيل » بر وزن فعيل به معناى مفعول است ، « و كل إليه الأمر » يعنى كار را به او تسليم كرد و به او واگذارد و متعدّى شدن آن با لفظ « على » به جهت تضمين مثل معناى رقيب و نگهبان است .
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ
آيا تو گمان