مىكنى كه بيشترشان كه در مقام تقليد هستند مىشنوند
أَوْ يَعْقِلُونَ
يا در مقام تحقيق انديشه و تعقّل مىكنند ، كه شنيدن و استماع اوّل مقام علم است كه آن مقام تقليد است ، تعقّل و انديشه آخر مقام تقليد است كه همان مقام تحقيق و تحقّق است و به اين دو مرحله خداى تعالى اشاره كرده آنجا كه فرمود :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ
كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 »
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ
آنان در عدم تدبّر و انديشه و عدم تذكّر مقصود از تخاطب و اين كه محكوم به حكم شهوت و غضب خويش هستند بدون اين كه مانعى از خودشان داشته باشند كه رادع و جلوگير آنان باشد جز مانند حيوانات نيستند .
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
بلكه آنان از حيوانات گمراهترند ، زيرا كه حيوانات فطرتا پيرو شهوتها و غضبها آفريده شدهاند و از راه فطرى خودشان منحرف نشده و گمراه نگشتهاند و گمراهى حيوانات نسبت به انسان و راه انسان است ، در حالى كه انسان فطرتا در جهت سلوك و رفتن به سوى خدا آفريده شده و فطرت انسان خواهان خروج از همهى تعيّنات و لحوق به عالم اطلاق است .
پس آنگاه كه از اين سير و لحوق روى برمىگرداند و در
هامش
( 1 ) سورهى 50 ق آيهى 37