تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
عيد داشتند ، نام ماهها را از نامهاى آن قريه‌ها مىگرفتند و براى هر ماه اسم همان قريه‌اى را مىگذاشتند كه در آن ماه آنجا عيد گرفته بودند و در هر قريه درختى بود كه آن را عبادت مىكردند و در موسم عيد گرد آن درخت جمع مىشدند . شيطان پس از اجتماع مردم در پيش آن درخت و پرستش آن آن را حركت مىداد و با آنان حرف مىزد و از ساقه‌ى آن داد مىزد : بندگان من ، من از شما راضى شدم پس راحت باشيد . و چون كه نوبت عيد قريه‌ى بزرگ آنان مىرسيد نزد درخت بزرگى كه در آنجا بود جمع مىشدند ، بيشتر از مقدارى كه در ساير قريه‌ها جمع مىشدند و قربانيهايش را افزونتر از ساير قريه‌ها ذبح مىكردند و شيطان از داخل آن درخت حرف مىزد و بلند سخن مىگفت و بيشتر از سابق آنان را به تمنّا و آرزو مىانداخت . وقتى اين مطلب ادامه پيدا كرد و طولانى شد خداى تعالى پيامبرى از اولاد يهود فرزند يعقوب به سوى آنان فرستاد كه مدّتى طولانى در ميان آنان بود و آنان را به توحيد دعوت مىكرد و چون آن نبىّ ديد كه آنان در طغيان و سركشى ادامه مىدهند از خدا خواست درختانشان را خشك كند ، پس درختانشان خشك شد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 454 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى