يا مقصود حالتى است كه شبيه حالت تو باشد بلكه شريفتر از حالت تو باشد ، ولى به دارندهى آن حالت ملايكه نازل نمىشود و او فرستادهى خدا نمىگردد .
پس تو هم رسول نيستى ، مانند اين گفتار آنان كه چرا ملايكه بر ما نازل نمىشود ، چه اين سخن آنان بدين معناست كه ما از جهت تربيت پدران و تعليم معلّمين و كسب فضائل انسانى شريفتر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستيم .
زيرا ما در مدارس علم درس خواندهايم و خود را در تحصيل علوم و حكمت خسته كردهايم ، خط و كتابت و نوشتن كسب كردهايم و همچنين از جهت نسب و حسب شريفتريم و در عين حال رسول نشدهايم .
پس چگونه او از بين ما رسول شد ، با اين كه او پدر نديد ، علم تحصيل نكرد ، داراى مال و ثروتى نبود ، نخواند و ننوشت ؟ ! يا مقصود حالتى است كه شبيه حال تو در رسالت باشد ولى حالت تو موافق رسالت نباشد ، مانند اين گفتار آنان كه چرا قرآن يكمرتبه و دفعى بر او نازل نمىشود ، كه اين سخن آنان بدين معناست كه حال او در رسالت شبيه حال رسولان گذشته است ، پس اگر او هم مانند آنان رسول بود بايد قرآن خود را يك مرتبه و يك جا مىآورد ، مانند رسولان پيشين كه كتابهايشان را يك جا
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٤٦