تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
شير خوارش را رها مىكند .
كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ
با اينكه مرضعه كه بچه‌اش را شير مىدهد خود را فداى شير خوارش مىكند .
وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ
حَمْلَها
و هر آبستن بار رحم را بيفكند ، مقصود از آبستن و صاحب حمل هر چيزى است كه در آن چيز ديگرى پنهان و مخفى باشد ، چون آن روز زمين سنگينىها و پنهان‌شده‌هايش را بيرون مىاندازد .
وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى
مردم را مىبينى از غايت حيرت و هول و هراس عقلشان زائل شده است و مست‌اند .
وَ ما هُمْ بِسُكارى
و در حقيقت آنان مست نيستند ، يعنى چنان نيست كه از لذّت مستى بهره‌مند شوند .
وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ
و لكن عذاب خدا شديد است ( كه از هول آن مردم چنين مست و مدهوشند ) و روى همين جهت است كه عقل آنان زائل مىشود ، نه از جهت لذّت مستى است .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ
برخى مردم از جهل و نادانى در كار خدا جدل كنند جمله حاليّه يا مستأنفه است بنابراين كه « واو » براى استيناف آمده باشد ، يا عطف بر مقدّر است . گويا كه گفته است : از مردم كسانى هستند تسليم مىشوند و