كنيزان جوانتان را با اكراه به زنا وادار نكنيد .
إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً
« 1 » اگر آن كنيزان اراده عفّت و تحصّن و تحفّظ دارند اين جمله بيان وادار كردن و اكراه بر زنا است ، چه اكراه محقق نمىشود مگر آن كه آنان ارادهى تحصّن و تحفّظ داشته باشند .
علاوه بر اين اگر مفهوم شرط قيد باشد حجّت نيست .
لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا
با كسب آنان و گرفتن اجرت زنا زندگى عرضى دنيا را مىخواهيد .
وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ
يعنى اگر توبه كنند خداوند بخشنده است ، يا آن زشتى و شرمى را كه لازمهى زنا است اگر چه زنا از روى اكراه باشد مورد بخشش خدا قرار مىگيرد ، يا مقصود زشتى است كه بعد از اكراه لازمهى زنا است در صورتى كه به مقتضاى طبيعت زنان رغبت به زنا داشته باشند .
هامش
( 1 ) مفسّران از جمله شيخ طوسى ، زمخشرى ابو الفتوح گفتهاند كه شأن نزول آيه آن بوده است كه عبد اللّه بن ابى شش كنيز داشت و آنان را به فحشا نشانده بود و از آنان باج مىگرفت « تا اين كه دو تن از آنان به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله پناه بردند و اين آيه نازل شد كه اگر عزم پاكدامنى دارند به اكراه آنان را بر زنا وادار نكنند . كه همين شرط باز جاى اشكال بوده است كه شيخ طوسى مىگويد : اين عبارت به صورت شرط است ولى در معناى شرط نيست .
زمخشرى مىگويد : اكراه بدون اراده تحصّن ( عزم پاكدامنى ) ممكن نيست ( منظور اين است كه خودشان نخواسته بودند به زنا روآرند هرگز كسى را جرأت اجبار آنان نبوده است . ممكن است آنان خود را متمايل نشان مىدادند و فعلى كه قبول زناست انجام مىدادند . چرا اگر واجب بود بايد به نزاع و درگيرى و شكايت مىانجاميد )