كردن نفوس خويش با اعمال صالح است ، يا مقصود راضى كردن شخص تهمت زده شده و تكذيب كردن تهمت زننده مىباشد كه اين تكذيب بايد نزد كسى باشد كه پيش او تهمت زده و نسبت زنا داده و باعث هتك حرمت طرف مقابل شده است ، يا مقصود از توبه اين است كه خودش را جهت اجراى حدّ تسليم كند بدون اين كه در قلبش احساس نارضايتى و سختى بكند .
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ
وقتى حكم نسبت زنا به اجنبى و بيگانه را ذكر نمود خواست حكم نسبت دادن زنا را به همسران را ذكر نمايد تا اين توهّم پيش نيايد كه نسبت دادن زنا به همسران مانند نسبت آن به بيگانگان است .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ
شاهدها و گواهانى جز خودشان نداشته باشند ، آوردن اين استثناى « الّا انفسهم » مشعر به اين است كه نسبت زنا دادن گاهى ناشى از ظنّ و تخمين و حدس است ، گاهى ناشى از شهود و عيان است ، اين حكم مربوط به كسى است كه شاهد باشد و ببيند ، نه كسى كه حدس بزند .
فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ
شهادت يكى از آنان به جاى چهار شاهد است .
لفظ « اربع شهادات » با نصب خوانده شده تا مفعول مطلق باشد .