شايبهى باطل در آن نيست سزاوار نيست كه فعلى عبث يعنى كارى كه غايت نداشته باشد ، انجام دهد ، او از بيهودهكارى بسى فراتر برترست .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
معبود و خدايى جز او نيست ، پس احتياج به كسى نيست كه او را كمك كند ، لازم باشد تا مخلوقى بيافريند كه او را مساعدت و كمك نمايند ، سپس آنان را بدون غايت و هدف هلاك سازد .
رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
او پروردگار عرش كريم است و كسى كه پروردگار عرش باشد كه آن همهى موجودات است ديگر احتياجى به خلق ندارد ، بلكه آنها را خلق مىكند تا بر آنان جود و بخشش كند .
وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
اين جمله حاليّه يا معطوف بر « لا إله الّا هو » است يعنى كسى كه به جاى حق تعالى خداى ديگرى فرا مىخواند مانند بتها ، ستارگان ( روشنايى ) ، ( تاريكى ) ، ظلمت ، اهريمن ( و اهورامزدا ) ، يا كسى كه با علىّ عليه السّلام امام ديگرى را بخواند كه
لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ
برهان و دليلى بر آن ندارد .
چون كسى كه خداى حقيقى را مىخواند بر خدايى او برهان و دليل دارد ، مانند كسى كه انبيا و اوليا عليهم السّلام را مىخواند از باب اين كه برهان صدق آنان در ادّعايشان ظاهر و آشكار است ، در نتيجه چنين شخصى موحّد است ،