چه ، بقاى حقيقت انسانى تمامترين و اشرف نوع ايجاد و بقاست .
فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
( لفظ « غير » با رفع و جرّ خوانده شده ) پس گفت : اى قوم خداى را بپرستيد كه خدايى جز او نداريد .
أَ فَلا تَتَّقُونَ
آيا شما كه بتها را مىپرستيد از سخط و خشم پروردگار نمىترسيد ؟ !
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ
پس بدان به پيروان گفتند :
ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
اين نوح جز بشرى مانند شما نبوده ، فرقى بين او و شما نيست تا مستحقّ برترى بر شما و سزاوار آن باشد كه پيامبر و فرستادهى خدا باشد .
يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ
او مىخواهد بر شما برترى نمايد و شما را پيرو خود قرار دهد .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
و اگر خدا مىخواست رسولى براى ما بفرستد .
لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً
ملايكهاى براى رسالت مىفرستاد .
ما سَمِعْنا بِهذا
ما چنين چيزى نشنيديم كه رسولى از بشر بيايد ، يا ما دربارهى توحيدى كه ما را به آن فرا مىخواند نشنيديم .
فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ
در ميان پدران پيشين خود چنين چيزى نشنيدهايم كه حالا آن را غريب نشمرده و انكار نكنيم .