بِمُؤْمِنِينَ ( 38 ) قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ ( 39 ) قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ ( 40 ) فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 41 )
ترجمه :
( 23 / 41 - 23 )
و به راستى نوح را به سوى قومش فرستاديم ، كه [ به آنان ] گفت اى قوم من خداوند را بپرستيد كه خدايى جز او نداريد ، آيا پروا نمىكنيد ؟
آنگاه بزرگانى از قومش كه كفر ورزيده بودند گفتند اين [ مرد ] جز بشرى همانند شما نيست كه مىخواهد بر شما برترى جويد ، اگر خدا مىخواست [ بر شما ] فرشتگانى مىفرستاد ؛ ما در حق نياكانمان چنين چيزى نشنيدهايم .
او جز مردى نيست كه جنونى دارد ، در كار او چندى درنگ كنيد .
[ نوح ] گفت پروردگارا در قبال اين كه تكذيبم مىكنند ياريم فرما .
آنگاه به او وحى كرديم كه كشتى را زير نظر ما و با وحى ما بساز ؛ و چون فرمان ما در رسيد و [ آب از ] تنور فوران كرد ، در آن از هر [ جانورى ] جفتى دوگانه راه بده ، نيز خانوادهات مگر كسى از ايشان كه حكم [ ما ] از پيش دربارهى او تحقق يافته است ، دربارهى كسانى كه ستم [ شرك ] ورزيدهاند ، با من سخن مگو كه ايشان غرق شدنىاند ،
چون تو و همراهانت بر كشتى قرار گرفتند ، آنگاه بگو سپاس خداوندى را كه ما را از قوم ستمپيشه [ و مشرك ] رهانيد ،
بگو پروردگارا مرا به منزلى مبارك فرود آور و تو بهترين ميزبانى ،
بىگمان در اين مايههاى عبرتى هست و ما آزماينده بودهايم ،
آنگاه پيامبرى از ايشان به ميان ايشان فرستاديم [ و گفتيم ] كه خداوند را بپرستيد كه خدايى جز او