ولايت ، فعليّتى از فعليّتهاى ولايت است ، نقص و عدمى از عدمهاى مادّه از او خلع مىگردد ، حصول هر فعليّتى براى او نوعى وراثت از پدرش مىباشد كه همان ولايت مطلق است كه عبارت از مشيّت مىباشد ، اين خلع و وراثت براى او تا اوان نوجوانى و زمان بلوغ و تميز خير و شرّ انسانى ادامه دارد .
وقتى به اين مرحله مىرسد بين تصرّف ملك و شيطان و بين نسبت به رحمان و شيطان به صورت بالقوّه واقع مىشود ؛ پس اگر شيطان در او تصرّف كرد نسبت او به شيطان بالفعل مىشود ، هر فعليّتى از تصرّف شيطان براى او حاصل شود آن فعليّت براى او ارث از شيطان شمرده مىشود ، هر اندازه تصرّف شيطان زياد گردد فعليّت نسبت به شيطان شديدتر مىشود و بر حسب آن فعليّتهايى كه از شيطان حاصل مىشود شدّت مىگيرد و تا جايى كه همهى فعليّتهاى مناسب با دركات آتش براى او حاصل مىشود و در اتّباع و پيروى شيطان متمكّن مىگردد ، در نتيجه و ارث جميع مال و شيطان و مراتب آن مىشود به نحوى كه شيطان از اجزا و سايههاى او مىشود .
ولى اگر رحمان در او تصرّف كرد نسبت او به رحمان بالفعل مىشود ، هر فعليّتى كه از تصرّف رحمان براى او حاصل شود آن فعليّت ارث او از رحمان است ، ليكن چون شيطان هنگام
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٦٨