دعاى خود خشوع نكند دعاى او لغو خواهد بود .
و چون كسى كه نماز قالبى شرعى را مىخواند ، قيام و ايستادنش در نماز چون كسى است كه در برابر سلطان قدرتمند و توانايى ايستاده است و تكبير ، اظهار و احساس عظمت خداست .
يعنى در دل و ياد او جز خدا نيست و براى همين جهت تكبيرة الاحرام ناميده شده ، از سوى ديگر همهى گفتههايش دعا و تضرّع در برابر خداست ، ركوع و سجودش تواضع و كرنش در مقابل عظمت بارى تعالى است . . .
بنابراين ، اگر حال او موافق فعل او نباشد ، عمل او لغو و استهزاى خدا مىشود .
و لذا به دنبال
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
فرمود :
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
و اين جمله را بر
وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ
مقدّم داشت ، با اين كه مناسبتر به ذكر نماز اين است كه زكات به دنبال آن بيايد .
و « لغو » فعل يا قولى است كه مورد توجّه و اعتنا قرار نمىگيرد و فايدهى مطلوب بر آن مترتّب نمىشود .
چون فايدهى نماز خروج از انانيّت و عروج به ملكوت و حضور نزد معبود است ، اشتغال به غير و توجّه خيال به كثرتها با آن فايده منافات داشته و ساقطكنندهى آن است لذا نماز در اين