فعل ، قول ، هيئت ، فكر يا تخيّل .
چون نماز مشروع قالبى از هيئتها و افعال و اقوالى است كه خداوند به وسيلهى آنها فرا خوانده مىشود ، تا نزد دعاكننده حاضر باشد ؛ آن را « صلاة » ناميدهاند .
همچنين ذكرى كه از صاحب اجازه گرفته شده باشد ، خواه ذكر جلى باشد يا خفى .
و همين طور فكر - كه مصطلح صوفىهاست - كه ملكوت شيخ نزد سالك متمثّل مىباشد اعم از اين كه سالك با عمل خود آن را حاصل كرده باشد يا بدون اعمال ( به صورت عنايت حاصل شده باشد ) .
چون مقصود از دعا و خواندن خدا ، به هر صورت كه باشد ورود خدا در قلب دعاكننده ، يا حضور وى نزد خداست .
و از سوى ديگر ، حضور سالك نزد خدا جز با شكستن انانيّت و خروج از خودش ميسّر نمىشود ، اين نيز جز با محبّت به خدا و احساس هيبت و خوف از او ممكن نيست لذا فرمود :
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
.
زيرا خشوع حالتى كه از محبّت كسى كه براى او خشوع مىكند و از او احساس هيبت دارد حاصل مىشود ، اين حالت محقّق نمىشود مگر با شكستن انانيّت خاشع ، پس اگر دعاكننده در