قَبْلِكَ
. . . تا آخر آيه هيچ پيامبرى نبوده است كه آرزو كرده باشد ، تا خدا نفاق ، نافرمانى و دگرگونى را تا سراى جاويدان از قومش دور كند مگر اينكه شيطان به سبب عداوتى كه با پيامبر در قرآنى كه به پيامبر نازل مىشود در غياب او ذمّ پيامبر را وارد مىكند و با دسيسه قدح و طعن پيامبر را به قرآن اضافه مىكند .
ولى خداوند متعال آن را از دلهاى مؤمنين پاك و نسخ مىكند ، غير از دلهاى منافقين و جاهلين كسى به آن گوش فرا نمىدهد و خداوند آيات خود را محكم مىكند ، بدين گونه كه اوليا و دوستداران خودش را از گمراهى و تجاوز پيروى اهل كفر و طغيان نگاه مىدارد و در مقابله اهل كفر و طغيان كه خداوند راضى نشده آنان را مانند چهارپايان قرار دهد ، بلكه فرموده آنها گمراهتر و بدتر از چهارپايان هستند - از اولياى خود حمايت مىكند . « 1 » و از ابن عباس و غير او به طريق عامّه روايت شده كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سورهى « و النّجم » را تلاوت كرد و رسيد به قول خدا :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
شيطان در تلاوت او اين جملهها را القا كرد : « تلك الغرنيق العلى ، و انّ شفاعتهنّ لترجى » پس مشركين با اين جملات خوشحال شدند ، وقتى پيامبر به آيه سجده رسيد مسلمانان سجده كردند و مشركين نيز چون از
هامش
( 1 ) تفسير الصّافى ج 3 ص 386